تبلیغات
ساطع - شرایط رهبری
دوشنبه 19 دی 1390

شرایط رهبری

   نوشته شده توسط: محمد مجیدی    

دو شرط اساسى:

شرایطى كه براى زمامدار ضرورى است مستقیماً ناشى از طبیعت طرز حكومت اسلامى است. پس از شرایط عامه مثل عقل و تدبیر، دو شرط اساسى وجود دارد كه عبارتند از:  1.علم به قانون
2.عدالت
چنانكه پس از رسول اكرم «صلى الله علیه وآله» وقتى در آن كسى كه باید عهده‏دار خلافت شود، اختلاف پیدا شد باز در اینكه مسئول امر خلافت باید فاضل باشد، هیچ گونه اختلاف نظرى میان مسلمانان بروز نكرد. اختلاف فقط در دو موضوع بود.
چون حكومت اسلام حكومت قانون است، براى زمامدار علم به قوانین لازم مى‏باشد، چنانكه در روایات آمده است. نه فقط براى زمامدار بلكه براى همه افراد، هر شغل یا وظیفه و مقامى داشته باشند چنین علمى ضرورت دارد. منتهى حاكم باید افضلیت علمى داشته باشد. ائمه ما براى امامت خودشان به همین مطلب استدلال كردند كه امام باید فضل بر دیگران داشته باشد. اشكالاتى هم كه علماى شیعه بر دیگران نموده‏اند در همین بوده كه فلان حكم را از خلیفه پرسیدند نتوانست جواب بگوید، پس لایق خلافت و امامت نیست. فلان كار را بر خلاف احكام اسلام انجام داد، پس لایق امامت نیست ....))
قانون دانى و عدالت از نظر مسلمانان، شرط و ركن اساسى است. چیزهاى دیگر در آن دخالت و ضرورت ندارد. مثلاً علم به چگونگى ملائكه، علم به اینكه صانع تبارك و تعالى داراى چه اوصافى است، هیچ یك در موضوع امامت دخالت ندارد. چنانكه اگر كسى همه علوم طبیعى را بداند و تمام قواى طبیعت را كشف كند یا موسیقى را خوب بلد باشد، شایستگى خلافت را پیدا نمى‏كند و نه به این وسیله بر كسانى كه قانون اسلام را مى‏دانند و عادلند، نسبت به تصدى حكومت، اولویت پیدا مى‏كند.
آنچه مربوط به خلافت است و در زمان رسول اكرم «صلى الله علیه وآله وسلّم» و ائمه ما «علیهم السلام» درباره آن صحبت و بحث شده و بین مسلمانان هم مسلّم بوده این است كه حاكم و خلیفه اولاً باید احكام اسلام را بداند یعنى قانوندان باشد و ثانیاً عدالت داشته، از كمال اعتقادى و اخلاقى برخوردار باشد. عقل همین اقتضا را دارد. زیرا حكومت اسلامى حكومت قانون است، نه خودسرى و نه حكومت اشخاص بر مردم.
اگر زمامدار مطالب قانونى را نداند، لایق حكومت نیست. چون اگر تقلید كند، قدرت حكومت شكسته مى‏شود و اگر نكند، نمى‏تواند حاكم و مجرى قانون اسلام باشد. و این مسلّم است كه «الفقهاء حكام على السلاطین»، سلاطین اگر تابع اسلام باشند باید به تبعیت فقها درآیند و قوانین و احكام را از فقها بپرسند و اجرا كنند. در این صورت احكام حقیقى همان فقها هستند، پس بایستى حاكمیت رسماً به فقها تعلق بگیرد، نه به كسانى كه به علت جهل به قانون مجبورند از فقها تبعیت كنند.
زمامدار بایستى از كمال اعتقادى و اخلاقى برخوردار و عادل باشد و دامنش به معاصى آلوده نباشد. كسى كه مى‏خواهد حدود جارى كند، یعنى قانون جزاى اسلام را به مورد اجرا گذارد، متصدى بیت المال و خرج و دخل مملكت شود، و خداوند اختیار اداره بندگانش را به او بدهد باید معصیت كار نباشد و «لا ینالُ عَهدى الظالمین» خداوند تبارک و تعالى به جائر چنین اختیارى نمى‏دهد.
زمامدار اگر عادل نباشد در دادن حقوق مسلمین، اخذ مالیاتها و صرف صحیح آن و اجراى قانون جزا، عادلانه رفتار نخواهد كرد و ممكن است اعوان و انصار و نزدیكان خود را بر جامعه تحمیل نماید و بیت المال مسلمین را صرف اغراض شخصى و هوسرانى خویش كند.

 شرط مرجعیت لازم نیست:

من از ابتدا معتقد بودم و اصرار داشتم كه شرط مرجعیت لازم نیست. مجتهد عادل مورد تأیید خبرگان محترم سراسر كشور كفایت مى‏كند. اگر مردم به خبرگان رأى دادند تا مجتهد عادلى را براى رهبرى حكومتشان تعیین كنند. وقتى آنها هم فردى را تعیین كردند تا رهبرى را به عهده بگیرد، رهبرى او مورد قبول مردم است. در این صورت او ولى منتخب مردم مى‏شود و حكمش نافذ است.               

رهبر در محكمه:

در صدر اسلام در دو زمان، دو بار حکومت اصیل اسلام محقق شد، یک زمان رسول‌الله «صلى الله علیه وآله وسلّم» و دیگر وقتى که در کوفه على بن ابى‌طالب سلام‌الله علیه حکومت مى‌کرد. در این دو مورد بود که ارزش‌هاى معنوى حکومت مى‌کرد. یعنى یک حکومت عدل برقرار و حاکم ذره‌اى از قانون تخلف نمى‌کرد. حکومت در این دو زمان حکومت قانون بوده است و شاید دیگر هیچ وقت حاکمیت قانون را بدانگونه سراغ نداشته باشیم، حکومتى که ولىّ امرش ـ که حالا به سلطان یا رئیس جمهور تعبیر مى‌کنند ـ در مقابل قانون با پایین‌ترین فردى که در آنجا زندگى مى‌کند على السواء باشد. در حکومت صدر اسلام این معنى بوده است. حتى قضیه‌اى از حضرت امیر در تاریخ است: در وقتى که حضرت امیر سلام‌الله علیه حاکم وقت و حکومتش از حجاز تا مصر و تا ایران و جاهاى بسیارى دیگر بسط داشت، قضات هم از طرف خودش تعیین مى‌شد، در یک قضیه‌اى که ادعایى بود بین حضرت امیر و یک نفر یمنى که آن هم از اتباع همان مملکت بود قاضى حضرت امیر را خواست. در صورتى که قاضى دست نشانده خود او بود، و حضرت امیر بر قاضى وارد شد و قاضى خواست به او احترام بگذارد، امام فرمود که در قضا به یک فرد احترام نکنید، باید من و او على‌السواء باشیم. و بعد هم که قاضى بر ضد حضرت امیر حکم کرد، با روى گشاده قبول کرد.
این حکومتى است که در مقابل قانون همگى على‌السواء حاضرند، براى اینکه قانون اسلام قانون الهى است و همه در مقابل خداى تبارک و تعالى حاضرند، چه حاکم، چه محکوم، چه پیغمبر و چه امام و چه سایر مردم.

رهبر بین مردم:

حاکم اسلام مثل حاکم‌هاى دیگر از قبیل سلاطین یا رؤساى جمهورى نیست. حاکم اسلام، حاکمى است که در بین مردم، در همان مسجد کوچک مدینه مى‌آمد و به حرف‌هاى مردم گوش مى‌کرد و آنهایى که مقدرات مملکت دستشان بود، مثل سایر طبقات مردم در مسجد اجتماع مى‌کردند و اجتماعشان به صورتى بود که کسى که از خارج مى‌آمد نمى‌فهمید که کى رئیس مملکت است و کى صاحب منصب است و چه کسانى مردم عادى هستند. لباس، همان لباس مردم، معاشرت، همان معاشرت مردم و براى اجراى عدالت طورى بود که اگر چنانچه یک نفر از پایین‌ترین افراد ملت، بر شخص اول مملکت ادعایى داشت و پیش قاضى مى‌رفت، قاضى شخص اول مملکت را احضار مى‌کرد و او هم حاضر مى‌شد.

حکومت از احکام اولیه و مقدم بر احکام فرعیه است:

اگر اختیارات حكومت در چارچوب احكام فرعیه الهیه است، باید عرض حكومت الهیه و ولایت مطلقه مفوّضه به نبى اسلام ـ صلى الله علیه و آله ـ یك پدیده بى معنى و محتوا باشد.
حكومت كه شعبه‏اى از ولایت مطلقه رسول الله «صلى الله علیه وآله وسلّم» است، یكى از احكام اولیه اسلام است و مقدم بر تمام احكام فرعیه حتى نماز و روزه و حج است. حاكم مى‏تواند مسجد یا منزلى را كه در مسیر خیابان است خراب كند و پول منزل را به صاحبش رد كند، حاكم مى‏تواند مساجد را در موقع لزوم تعطیل كند و مسجدى كه ضرار باشد در صورتى كه رفع بدون تخریب نشود، خراب كند. حكومت مى‏تواند قراردادهاى شرعى را كه خود با مردم بسته است، در موقعى كه آن قرارداد مخالف مصالح كشور و اسلام باشد یك جانبه لغو كند و مى‏تواند هر امرى را چه عبادى و یا غیر عبادى است كه جریان آن مخالف مصالح اسلام است، از آن، مادامى كه چنین است جلوگیرى كند. حكومت مى‏تواند از حج كه از فرایض مهم الهى است، در مواقعى كه مخالف صلاح كشور اسلامى دانست موقتاً جلوگیرى كند.

ولایت و حق تحدید مالکیت:

در اسلام اموال مشروع و محدود به حدودى است یكى از چیزهایى كه مترتب بر ولایت فقیه است و مع الأسف این روشنفكرهاى ما نمى‏فهمند كه ولایت فقیه یعنى چه، یكى‏اش هم تحدید این امور است.
مالكیت را در عین حال كه شارع مقدس محترم شمرده است، لكن ولى امر مى‏تواند همین مالكیت محدودى كه ببیند خلاف صلاح مسلمین و اسلام است، همین مالكیت مشروع را محدودش كند به یك حد معیّنى و با حكم فقیه از او مصادره بشود.



What is the tendon at the back of your ankle?
دوشنبه 27 شهریور 1396 06:59 ب.ظ
Simply wish to say your article is as surprising. The clearness
in your post is just cool and i could assume you are an expert on this subject.
Well with your permission let me to grab your RSS feed
to keep updated with forthcoming post. Thanks a million and please continue
the gratifying work.
Do you get taller when you stretch?
دوشنبه 16 مرداد 1396 01:17 ق.ظ
Hey there just wanted to give you a quick heads up and let you know a
few of the pictures aren't loading properly. I'm not sure why but
I think its a linking issue. I've tried it in two different web browsers and both show the same results.
http://phobictwaddle409.jimdo.com/
یکشنبه 15 مرداد 1396 02:54 ب.ظ
I just could not leave your web site before suggesting that I really enjoyed the standard information an individual supply
in your visitors? Is gonna be back continuously to investigate cross-check new
posts
Why does it hurt right above my heel?
یکشنبه 15 مرداد 1396 01:29 ق.ظ
What's up everybody, here every person is sharing these familiarity, therefore it's pleasant to read this blog, and I used to visit this website all
the time.
medapinneo.hatenablog.com
جمعه 13 مرداد 1396 04:28 ب.ظ
Hi, just wanted to mention, I liked this article. It was practical.
Keep on posting!
willavrooman.blogas.lt
جمعه 13 مرداد 1396 06:22 ق.ظ
What's up, I log on to your blogs regularly. Your story-telling style is witty,
keep it up!
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 07:20 ق.ظ
Everything is very open with a really clear clarification of the challenges.
It was definitely informative. Your website is useful.
Thank you for sharing!
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 09:01 ب.ظ
When someone writes an paragraph he/she retains the thought of a
user in his/her mind that how a user can understand it.
Thus that's why this piece of writing is great. Thanks!
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 09:50 ق.ظ
Hi, the whole thing is going perfectly here and ofcourse every
one is sharing data, that's really good, keep up writing.
manicure
شنبه 12 فروردین 1396 10:16 ب.ظ
Hello there! I know this is kinda off topic nevertheless
I'd figured I'd ask. Would you be interested in trading
links or maybe guest writing a blog post or vice-versa? My
site covers a lot of the same topics as yours and I believe we could greatly benefit
from each other. If you are interested feel free to shoot me an e-mail.
I look forward to hearing from you! Fantastic blog by the way!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر